تلگرام

جستجو در سايت
خوش آمد گويي

بسمه تعالي

به وب سايت رسمي سيد عبدالحسين مختاباد خوش آمديد.

در اين وبسايت تلاش گرديده است به معرفي آثار، مقالات و ديدگاه هاي آقاي دکتر مختاباد پرداخته شود.

کليه مطالب در اين سايت با هماهنگي ايشان  منتشر مي گردد.

نشر مطالب اين سايت با ذکر منبع آزاد مي باشد.

جهت تماس با ما به اين آدرس ايميل بزنيد:     info@smokhtabad.com

 

با تشکر 

مديريت سايت

بازديد کنندگان از سايت
ما 6 مهمان آنلاین داریم

وب سايت رسمي سيد عبدالحسين مختاباد

تبریک به اصغر فرهادی

بیا تا جهان را به بد نسپریم
بکوشش همه دست نیکی بریم

تبریک به اصغر فرهادی عزیز که پیامش آیینه‌ای از این کلام حکیم طوس می‌باشد؛ "تقسیم دنیا به الگوی ما و دشمنان ما" ترسناک و فریبکارانه است. این پیروزی درخشان فرهنگ، اندیشه و گفتگو را به اصغر فرهادی عزیز و مردم صلح‌جو و اهل گفتمان ایران عزیز تبریک می‌گویم.

نباشد همی نیک و بد پایدار

همان به که نیکی بود ماندگار

تا باد چنین بادا!

 

آخرین بروزرسانی (دوشنبه ، 9 اسفند 1395 ، 10:51)

 

مختاباد: مرکز شهر تهران به بافت فرسوده تبدیل شده است

 

رئیس کمیته هنری شورای اسلامی شهر تهران گفت: در حال حاضر مرکز شهر تهران به بافت فرسوده تبدیل شده است.

دکتر عبدالحسین مختاباد رئیس کمیته هنری شورای اسلامی شهر تهران در سیصد و سی و دومین جلسه علنی شورای شهر تهران که امروز(سه‌شنبه) برگزار شد، پس از اظهارات دبیر دبیران شورایاری منطقه یک با بیان اینکه شاهد ساخت و ساز معکوس در شهر تهران هستیم، اظهار داشت: در همه کشورهای دنیا در مرکز شهر ساخت و سازهای بلند مرتبه انجام می‌شود.

 

وی افزود: هم اکنون مراکز تجاری در اطراف تهران ساخته می‌شود و مرکز شهر نیز به مرور زمان به بافت فرسوده تبدیل می‌شود.

 

رئیس کمیته هنری شورای اسلامی شهر تهران با تاکید بر اینکه شاهد رونق ساخت و ساز در مناطق ۱، ۲ و ۳ هستیم، گفت: تمام ساخت و ساز‌ها در ۱۰ درصد مساحت تهران انجام می‌شود و مابقی تهران نیز به بافت فرسوده تبدیل شده است.

وی همچنین در مورد عدم اطلاع رسانی صحیح شهرداری در مورد سوله‌های بحران گفتیم شهروند باید بداند اگر اتفاقی در شهر بیفتد، در اولین فرصت باید به کجا پناه ببرد!

مختاباد به یک مورد ساخت و ساز در منطقه یک اشاره کرد و گفت: یک برج ساز معروف در حال برج ساختن در یک کوچه ۶ متری است و هیچ اهمیتی هم به زندگی مردم نمی‌دهد، به گونه‌ای که شهردار‌ تهران نیز از پس این برج ساز بر نمی‌آید.

 

آخرین بروزرسانی (سه شنبه ، 3 اسفند 1395 ، 15:21)

 

متن نطق پیش از دستور جلسه رسمی شمار 332 سوم اسفند ماه 95

به نام خداوند جان و خرد

متن نطق پیش از دستور جلسه رسمی شمار 332 سوم اسفند ماه 95

مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم

آه اگر خرقه پشمیمین و به گرو نستانند

دی ماه سال 1395 خاطرات تلخی را برای مردم ایران رقم زد ، ابتدا در گذشت ناباورانه یکی از استوانه های صبور و  فکور انقلاب حضرت آیت ا.. هاشمی رفسنجانی که مردم شریف ایران با حضور میلیونی خود در وداع با فرزند خلف این آب و خاک تقدیر و سپاس مثال زدنی شان را نثارش نمودند:

این نکته بین که با همه سیل بلا که رفت

داغ محبت تو نگشت سرد

روزی که جان فدا کنمت باورت شود

دردا که جز به مرگ نسنجد قدر مرد

و ما ناباورانه  در سوگ رحلت او نشسته بودیم که غمی جانکاه تر چونان آواری در ما فرود آمد :

فرو ریختن ساختمان پلاسکو

ابعاد فاجعه بار این حادثه غمبار مرز های جغرافیایی کشور را نیز در نوردید  و موجی از همدردی و تاثر، در عین حال انتقاد و حمله به مدیریت شهری را در پی آورد در این میان شهروندان شریف شهر تهران از نخبگان کارشناسان و هنرمندان عزیز هر یک به نوبه خود بر اساس حقوق حق شهروندی خود به بیان مطالبات حقه خود در فضای مجازی پرداخته اند ، از آنجا که صدا و سیمای کشور در انعکاس جامع اخبار الکن و درمانده به نظر می رسید

به نظر اینجانب اولین مطلبی که ما نمایندگان مردم در شورای شهر تهران باید به ذهن خود بسپاریم این است:

ما صاحب هیچ حقی نیستیم هر چه هستیم و داریم از مردم داریم و لا غیر.

بنابر این مطالبات مردم باید سرلوحه رفتار گفتار  و کردار ما باشند،  انتقادات و پرسش ها و حتی ناسزاهای آنان را باید باگوش جان شنید و در حد توان در رفع آنان کوشید .

مطلبی که در جامعه ما از سوی بسیاری از نمایندگان و مسوولین به عینه نادیده گرفته می شود!

مثال ما به عنوان نماینده شورای شهر و مردم عزیز تهران مثال نی و نفس است ، ما بدون نفس این مردم بی نواییم :

بی شما این نای نالان بی نواست

این نواها از نفس های شماست

اما مطالبات مردم تهران از نمایندگانشان در شورای اسلامی شهر تهران چه می باشد جز نظارت و نیز گزارش این نظارت به آنان ؟

جز حفاظت از حقوق شهر و شهروندی شان ؟ جز کمک به ایجاد شهری قابل زندگی و توام با امنیت و آرامش آیا اینان خواسته های زیادی ست ؟

اما آنچه از مردم تهران به گوش ما می رسد این است که ما نمایندگان خوبی برای استیفای حقوق آنان در شهر تهران نبوده ایم

ما تخصص کافی و وافی را نداریم ما در امر نظارت و نیز پا فشاری بر پاسخ گویی شهرداری و شهردار،  موفق عمل نکردیم ما با سوء مدیریت و عدم تجهیز ناوگان آتش نشانی موجب کشته و شهید شدن فرزندان و شهروندان شریف و نیز آتش نشانان مظلوم شدیم و صدها سوال و امای دیگر ....

و ما زبان مان و رفتارمان در ایفای نقش نمایندگان راستین آنان الکن است و من حق را به آنان میدهم

لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ

عشقبازان چنین مستحق هجرانند

مردم عزیز تهران حکایت ما و شما حکایت ران ملخ در بارگاه سلیمانیست و اشاره به این غزل حضرت حافط در ابتدای نطقم :

مفلسانیم و هوای می مطرب داریم

آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند

به عنوان نماینده  شما در شورای شهر تهران باید مشکلات عدیده ای که این شهر با آن دست به گریبان است و قطعا از نگاه تیزبین شما پوشیده نیست سخنی به اجمال بگویم :

واقعیت تلخ اماغیر  قابل انکار اینکه شهر تهران در عصر هم آیندی بحران ها قرار گرفته است بحران زلزله ، آلودگی هوا، کاهش رشد اقتصادی ، مهاجرت های بی رویه ، ترافیک ، بی ثباتی در آمد شهرداری، ساخت و ساز های بی رویه و وارونگی ساخت و ساز، رشد بی رویه فقر و تکدی گری ، فرسایش خاک و .... عواملی هستند که در نگاه عمیق حتی تهران را در آستانه فرسایش تمدنی قرار داده اند ، در چنین شرایطی حتی توازن استراتژیک کشور نیز در حال به هم خوردن است و این فرسایش بنیان زیست را در تهران تهدید می کند ، اما هنوز امیدهایی برای حل این مشکلات وجود دارد . برای برون رفت از این مشکلات باید تصمیمات تلخ و سختی بگیریم ، باید درباره ی این تصمیمات تلخ به گفتگو نشست و بدون لکنت زبان در باره آنها به بحث نشست و دلیرانه به تصمیم رسید .

اما من به عنوان کوچکترین عضو از شورای اسلامی شهر تهران و مفتخر به نمایندگی شما، در این مقال کوتاه می خواهم با شهروندان عزیز تهرانی و نیز دوست هنرمندم استاد رضا کیانیان درد و دلی هر چند کوتاه بنمایم :

دلم رمیده لولی وشی ست شور انگیز

دروغ وعده و قتال وضع و رنگامیز

رضای عزیز :

در اینجا هر سوالی از شهرداری بی پاسخ و در نهایت سیاسی است.

سوال از هزینه های انجام برای پروژه های عظیم شهری بی پاسخ و سیاسی است.

سوال از املاک نجومی بی پاسخ و سیاسی است.

سوال از خرج های ثمن ها بی پاسخ و سیاسی است .

سوال اینکه بودجه های اختصاص داده شده به تجهیز سازمان آتش نشانی چرا محقق نشده که اگر می شد تهران الان باید مجهز ترین ناوگان آتش نشانی خاور میانه را به خود اختصاص میداد نه اینکه در آتش سوزی یک ساختمان قدیمی اما سرپا و مستحکم؛ جان دهها شهروند شریف و آتش نشانان شهید و مظلوم گرفته شود!؟ بی پاسخ و سیاسی است!؟سئوال اینکه میلیاردها تومان کمک به سازمانهای خیریه خودساخته تحت چه شرایطی باید از سوی شهرداری پرداخت شود بی پاسخ و سیاسی است!؟ و دردناکتر آنکه نمایندگان شما در شورای شهر در پی سئوال های بحق خود نیز آماج انواع تهمتها نیز قرار میگیرند و... تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل!؟

رضاجان از نو برایت مینویسم، حال همه ما خوبست، اما تو باور نکن!؟

در پایان برای ادای احترام به بارگاه ملکوتی شهدای اتش نشان و نیز شهروندان شریفی که جان عزیزشان را در حادثه پلاسکو از دست دادند و چون شمعی عاشقانه تا روشنی بخشیدن و بمصداق شعر سعدی :

خاکی از مردم بماند در جهان

وز وجود عاشقان خاکستری

این غزل معروف دوست شاعر و هنرمندم پرویز بیگی حبیب آبادی را تقدیم روح بزرگشان مینمایم:

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه

هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه

بشکسته سبوهامان، خون‌ست به دل هامان

فریاد و فغان دارد دردی کش میخانه

هر سوی نظر کردم هر کوی گذر کردم

خاکستر و خون دیدم ویرانه به ویرانه

افتاده سری سویی گلگون شده گیسویی

دیگر نبود دستی تا موی کند شانه

تا سر به بدن باشد این جامه کفن باشد

فریاد اباذرها ره بسته به بیگانه

لبخند و سرودی کو سرمستی و شوری کو

هم کوزه نگین گشته هم ریخته پیمانه

آتش شده در خرمن وای من و وای من

از خانه نشان دارد خاکستر کاشانه

ای وای که یارانم گلهای بهارانم

رفتند از این خانه رفتند غریبانه

سیدعبدالحسین مختاباد

 

سوم اسفند 1395

آخرین بروزرسانی (سه شنبه ، 3 اسفند 1395 ، 13:51)

 

چه کسی مسئول کسانی است که در پلاسکو شب عید همه چیزشان را از دست داده‌اند؟

 

دکتر عبدالحسین مختاباد در تذکر جلسه سیصد و سی و یک  شورای اسلامی شهر تهران به تاریخ یکشنبه اول اسفند ماه ۱۳۹۵ خود  در مورد ساختمان پلاسکو صحبت کرد. او گفت :"بحث ساختمان پلاسکو  آرام آرام دارد از اذهان پاک می شود. چه کسی باید مسئولیت کسانی که شب عید تمام زندگی‌شان را از دست دادند به عهده بگیرد؟ شهرداری؟  دولت؟ بنیاد مستضعفان؟ حالا که بحث بودجه به سرانجام رسیده، وقت آن است که دوباره به بحث خودمان در مورد پلاسکو برگردیم و آن را دوباره بررسی کنیم. باید  از آقای سعیدی کیا مسئول بنیاد مستضعفان بخواهیم به شورا تشریف بیاورند. همبن طور از هیئت امنای ساختمان پلاسکو بخواهیم گزارشی از کسانی که زندگی شان را از دست دادند بدهند. این طور نباشد که بلافاصله بعد از یک اتفاق به آن بپردازیم و بعد از دو هفته آن را به بایگانی بسپاریم  و فراموش کنیم!"

وی در پایان  با اعتراض به این که بعد از پنج هفته هنوز نوبت نطق پیش از دستور به او داده نشده سخنانش را پایان داد.

 

نگرانی برای مرکزی هنری که بر گورستان ساخته شده است

 

انتقاد مجید ‌جوزانی، عبدالحسین مختاباد و حمید پورآذری از مدیریت سازمان فرهنگی هنری شهرداری

 

فرهنگ > تئاتر - مجید ‌جوزانی، عبدالحسین مختاباد و حمید پورآذری معتقدند اگر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نحوه مدیریتش را تغییر ندهد، پردیس تئاتر تهران به سرنوشت غمبار فرهنگسرای بهمن و خاوران دچار خواهد شد.

نرگس کیانی: کلنگ پردیس تئاتر تهران (خاوران) هم زمان با فرهنگسرای خاوران در سال 72 زده شد اما حدود 23 سال طول کشید تا سرانجام در بهمن سال جاری، این مجموعه که اکنون تحت مدیریت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است به شکل رسمی افتتاح شود.

پردیس تئاتر تهران شامل یک سالن اصلی با ظرفیت 900 نفر و صحنه‌ای به مساحت 600‌ مترمربع و عمق 30‌ متر است. این سالن قابلیت نمایش فیلم‌های 35 میلیمتری و سه بعدی را هم دارد.

به جز سالن اصلی، شش سالن دیگر شامل دو بلک‌باکس 260‌ مترمربعی و سه بلک‌باکس 150‌ مترمربعی در این پردیس وجود دارد.

سالن دیگر این مجموعه برای اجرای نمایش‌های عروسکی، نمایش کودک، همایش و نشست‌های تخصصی و جلسات نقد با مساحت 150‌ متر و ظرفیت 80 نفر در نظر گرفته شده است و قابلیت پخش فیلم با ویدئو پروژکتور دارد.

پشت سالن اصلی، ساختمانی سه طبقه شامل اتاق گریم، لباس و... ساخته شده است که در طبقه سوم آن پلاتویی به مساحت 720‌ متر و در طبقه همکفش کارگاه خیاطی و کارگاه ساخت دکور وجود دارد. در فاصله سالن‌های بلک‌باکس و ساختمان اصلی هم فضایی برای اجرای تئاترهای خیابانی هست.

آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌و‌گویی است با مجید جوزانی، مدیر سابق پردیس تئاتر تهران (خاوران) که سابقه مدیرعاملی خانه هنرمندان ایران را هم در کارنامه دارد، عبدالحسین مختاباد، آهنگساز و خواننده موسیقی سنتی و از اعضای شورای شهر تهران و حمید پورآذری، نویسنده و کارگردان تئاتر که سابقه اجرای تئاتر در مکان‌هایی نامتعارف و دور از ذهن از جمله سوله پرورش قارچ فرهنگسرای بهمن، پارکینگ طبقاتی دانشگاه امیرکبیر  و زمین تنیس مجموعه فرهنگی تاریخی کاخ سعدآباد را دارد.

از راست: مجید جوزانی، حمید پورآذری، عبدالحسین مختاباد

این سه هنرمند و کارشناس از درست یا غلط بودن تبدیل گورستان خاوران به پردیس تئاتر تهران، عملکرد ضعیف سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در فرهنگسرای بهمن و خاوران و احتمال تکرار آن در این پردیس تازه تاسیس و ایده واسپاری مدیریت آن به بخش خصوصی می‌گویند.

تبدیل گورستان خاوران به پردیس تئاتر تهران ؟

خاوران واقع در جنوب شرقی تهران، محله‌ای پرجمعیت با کوچه‌ پس کوچه‌های زیاد است و آن‌چه اکنون پردیس تئاتر تهران نام گرفته پیش از این گورستانی متروک در این محله بوده است؛ محله‌ای که فرهنگسرایش نیز با وجود موفقیت‌هایی در آغاز افتتاح در دهه هفتاد، در ادامه با واگذاری مدیریت همه فرهنگسراها به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران دچار افول شد.

مجید جوزانی در خصوص مکان احداث پردیس تئاتر تهران (خاوران) در جنوب شرقی تهران می‌گوید: «زمانی که می‌خواهیم مجموعه‌ای فرهنگی را در مکانی بنا کنیم، نخستین مسئله‌ای که باید به آن توجه کرد پیوست اجتماعی با محیط است. در بررسی پیوست اجتماعی باید به این سوال پاسخ داد که چرا این نقطه جغرافیایی را انتخاب کرده‌ایم و توقع چه کارکردی از آن داریم.»

او ادامه می‌دهد: «در خصوص پردیس تئاتر تهران معتقدم جایابی این مکان درست نبوده است. این پردیس سالن‌های تئاتر درجه یک اعم از شش بلک‌باکس فوق‌العاده، پلاتو تمرین عالی و اتاق‌های پشت صحنه بسیار خوبی دارد اما به نظرم مکان احداثش درست نیست. اگر همین پردیس در تپه‌های عباس‌آباد ساخته می‌شد و در خاوران به عنوان مثال پردیسی سینمایی می‌ساختند که قطعا بیش از پردیس تئاتری استقبال عموم مردم را به همراه دارد، اتفاق بهتری رخ می‌داد.»

عبدالحسین مختاباد از اعضای شورای شهر تهران نیز در این مورد می‌گوید: «ما در حول و حوش همان منطقه، فرهنگسرای بهمن (بزرگراه شهید تندگویان، میدان بهمن) و فرهنگسرای خاوران (خیابان خاوران، سه‌راه هاشم‌آباد) را داریم که در دهه 70 و اوایل دهه 80 در دوران اوج خود بودند و نامشان بر سر زبان‌ها بود و اگرچه اکنون خبری از آن‌ها نمی‌شنویم اما احداث هر مکان فرهنگی در آن منطقه قابل تحسین است.»

 

این آهنگساز و خواننده موسیقی سنتی ادامه می‌دهد: «پردیس تئاتر تهران (خاوران) جدا از شش بلک‌باکس، سالن اصلی‌ای دارد که چند منظوره است و می‌توان به غیر از تئاتر، در آن موسیقی هم اجرا کرد. شهرداری اگر قصد دارد تئاتر را در سبد خانوار ساکنین آن منطقه بگنجاند و نشان دهد که مکان‌یابی‌اش برای ساخت این مجموعه درست بوده است، بدون شک باید برنامه‌ای برای دادن کمک هزینه‌های بالا به گروه‌ها برای پایین آوردن قیمت بلیت‌شان داشته باشد.»

اما حمید پورآذری، نویسنده و کارگردان تئاتر با رویکردی دیگر به این بحث وارد می‌شود و می‌گوید: «در صورت تداوم کار این پردیس و میزبانی‌اش از آثاری که مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد، قطعا می‌توان به آینده‌اش امیدوار بود اما نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، نحوه مدیریت این مکان است.»

دو نمونه مشابه که سوت و کور شده‌اند

فرهنگسرای بهمن شهریور 1370 در منطقه 16 و فرهنگسرای خاوران بهمن 1373 در منطقه 15 بازگشایی شدند؛ دو نهاد فرهنگی که در دهه هفتاد و دهه هشتاد نامشان بسیار شنیده می‌شد و در روزهای اوج خود بودند اما پس از گرفته شدن مدیریت فرهنگسراها از شهرداری و واگذاری آن به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که سال 1375 تاسیس شد، ورق برگشت و گویی بر فرهنگسرای بهمن و خاوران خاک مرده پاشیدند.

با توجه به این که مدیریت پردیس تئاتر تهران (خاوران) هم بر عهده سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است، بیم آن می‌رود که با همان شیوه مدیریت، سرنوشت مشابهی در انتظار این پردیس تازه تاسیس باشد.

مجید جوزانی با اشاره به وضعیت پیشین و فعلی فرهنگسرای بهمن و قیاس آن با پردیس خاوران می‌گوید: «بهمن جزو اولین فرهنگسراهای تهران بود و مدیران وقت با پیروی از الگوهای موفق خارجی، میدان کشتارگاه را به مکانی فرهنگی تبدیل کردند. مجموعه مدیرانی که در آن زمان در راس کار بودند از شهرداری تهران تا بهروز غریب‌پور به گونه‌ای عمل کردند که پس از افتتاح این فرهنگسرا، به بهانه‌های مختلف نامش شنیده می‌شد و در صدر اخبار فرهنگی بود. چیزی که اکنون مشاهده نمی‌شود.»

جوزانی ادامه می‌دهد: «معتقدم باید تاکید را بر متد بهره‌برداری گذاشت اما با شناختی که من از مجموعه مدیریت فعلی در سطح کلان دارم، گمان می‌کنم باید دعا کنیم که موفق شوند و اگر کاری هم از دست کسی برمی‌آید، نباید کوتاهی کند.»

او که مدتی مدیریت پردیس تئاتر تهران را بر عهده داشته است، تاکید می‌کند: «من آن زمان برای بهره‌برداری از این مجموعه متد داشتم و از دکتر محمدهادی ایازی معاونت وقت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران خواهش کردم برای اولین بار، کاری را که قرار بود سال 76 انجام شود و نشد، در پردیس تئاتر تهران انجام دهیم و برنامه‌ای برای استقرار دائم گروه‌ها تعریف کنیم. به عنوان مثال از شش بلک‌باکس موجود، یکی را در اختیار آتیلا پسیانی، دیگری را در اختیار امیررضا کوهستانی، بعدی را در اختیار رضا حداد و به همین ترتیب دیگر کارگردانان قرار دهیم و از آن‌ها بخواهیم برنامه‌ای یک ساله برای سالن تحت مدیریتشان ارائه دهند. زمانی که گروهی حرفه‌ای به شکل دائم در مکانی مستقر می‌شود، مخاطب نیز انگیزه خواهد داشت که برای دیدن کار او سفری درون شهری انجام دهد.»

تبدیل مدیریت فرهنگی به سیاسی

جوزانی ادامه می‌دهد: «اردیبهشت 93 با رفتن دکتر محمدهادی ایازی از معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران و آمدن حجت‌الاسلام میثم امرودی به جای او، نگاهی که این معاونت به حوزه فرهنگ و هنر داشت تغییر کرد. »

او تصریح می‌کند: «به نظرم باید از سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و مدیرانش سوال کرد که چه برنامه‌ای برای این مجموعه دارند تا به سرنوشت فعلی فرهنگسرای بهمن دچار نشود. از سوی دیگر زمانی که مدیری، مدیریت مجموعه‌ای را می‌پذیرد نمی‌تواند در آینده بهانه بیاورد که بالادستی‌ها کمک نکردند. شهرام کرمی مدیر مرکز هنرهای نمایشی شهرداری تهران هم هست و پیش از این با همین مدیران کار کرده است. اگر کرمی مدیریت پردیس تئاتر تهران را پذیرفته است حتما برایش برنامه دارد و سیاست‌هایش را با سیاست‌های مدیرانش تطبیق داده است.»

 

عبدالحسین مختاباد نیز در مورد چرایی افت کیفی فعالیت‌های فرهنگسرای بهمن و خاوران و احتمال مبتلا شدن پردیس تازه تاسیس تئاتر تهران به سرنوشت آن‌ها می‌گوید: «از زمانی که مدیریت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران سیاسی شد، از اهداف اصلی خود دور افتاد و به سازمانی خدماتی مبدل گشت. 95 درصد بودجه‌ای که شهرداری به این سازمان می‌دهد، صرف هزینه‌های جاری آن می‌شود و هیچ قدرتی برای مانور بر فعالیت‌های فرهنگی ندارد.»

حمید پورآذری نیز در این خصوص تاکید می‌کند: «ساخت فرهنگسراها علی‌الخصوص در مناطق محروم با این سیاست از زمان غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران کلید خورد که بتواند بر سطح فرهنگ عمومی مردم هر منطقه و خصوصا جوانان تاثیر بگذارد. از زمانی که مدیریت فرهنگسراها از شهرداری گرفته و به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران سپرده شد با سیاست‌گذاری غلط این نهاد، همه چیز نابود شد. فرهنگسرای خاوران و خصوصا فرهنگسرای بهمن زمانی قطب فرهنگی تهران به حساب می‌آمدند اما سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با نگاهی جناحی و عقیدتی کاری کرد که در افولی دامنه‌دار گرفتار و به مکان‌هایی مرده تبدیل شوند.»

این نویسنده و کارگردان می‌افزاید: «با توجه به این که پردیس تئاتر تهران (خاوران) هم در اختیار سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است، امیدوارم به چنان وضعیتی دچار نشود.»

ایده واسپاری پردیس تئاتر به بخش خصوصی

با توجه به عملکرد ضعیف سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در فرهنگسراها، ایده واسپاری این نهادها و همچنین پردیس تئاتر تهران به بخش خصوصی مطرح می‌شود تا علاوه بر کم کردن حجم اداری شهرداری، کسانی که به شکل تخصصی به این موضوع می‌نگرند، مدیریت را در دست بگیرند.

مجید جوزانی در خصوص واسپاری مدیریت پردیس تئاتر تهران (خاوران) به بخش خصوصی می‌گوید: «نکته‌ای که بالاخره باید روزی در موردش صحبت کرد بحث واسپاری است. سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تعدادی کارمند دارد و بودجه‌ای محدود. این بودجه محدود صرف هزینه‌های جاری، نگه‌داری از آن‌چه موجود است و حقوق کارمندان می‌شود و درصد کمی برای کار فرهنگی و هنری می‌ماند. اگر همه کارمندان فرهنگسراها بازخرید شوند و این مکان‌های فرهنگی به بخش خصوصی اعم از خانه تئاتر یا گروه‌های نمایشی سپرده شود و شهرداری به عنوان مرجعی برای مدیریت، وظیفه سیاست‌گذاری را بر عهده بگیرد به نظرم تهران شاهد انقلابی در حوزه فرهنگ و هنر خواهد شد.»

عبدالحسین مختاباد نیز در این مورد اعتقاد دارد: «یکی از نکاتی که مدنظر ماست این است که برای پیشگیری از اتفاقاتی که برای فرهنگسرای بهمن و خاوران رخ داد، مدیریت پردیس تئاتر تهران واسپاری و به عنوان مثال به خانه تئاتر سپرده شود. این پیشنهاد ماست اما در نهایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است که تصمیم می‌گیرد.»

 

آخرین بروزرسانی (يكشنبه ، 1 اسفند 1395 ، 19:53)

 

صدا و سیما فقط حرفهای شهردار را پخش کرد

دکتر عبدالحسین مختاباد در جلسه 327 شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به اظهارات اخیر دانلد ترامپ رئیس چمهور جدید آمریکا گفت : ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای/ما آن شقایقیم که با داغ زده‌ایم. وی افزود : دوست و همکار عزیزم دکتر عسگری از مديران باسابقه عرصه فرهنگ و هنر این مملکت هستند و در تشییع جنازه مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفتند " ما انتقادات مردم را روی چشممان می‌گذاریم!" ولی بعد از اتفاقات پلاسکو تلویزیون فقط حرفهای شهردار را پخش کرد و حرفهای هیچ‌کدام از اعضای شورای شهر  را پخش نکرد. آقای دکتر عسگری با این  تکنولوژی امروزه که هر شهروند خودش هم رادیو تلویزیون است و هم خبرنگار و هم روزنامه، اصل رسانه ملی زیر سئوال رفته است. در موردی که این همه حساسیت و این همه انتقادات به رادیو و تلویزیون وجود دارد، شما باید مدیریت کنید. همانطور که اعلام می کنید "شبکه یک شبکه هر ایرانی" . هر ایرانی هم موافق است و هم موافق . بالاخره همه ایرانی هستند. شما به عنوان داور برای مردم پخش کنید و مردم می‌دانند به صدای چه کسی گوش بدهند و به چه کسی رای بدهند و از چه کسی تبری بجویند. ما الان چهار سال است اینجا هستیم  برای خبرنگارهای صدا و سیما مثل  جذامی‌هایی هستیم. البته ما که عشق دوربین  نداریم. ولی این کار صحیح نیست. ما نمایندگان مردم در شورا هستیم. یک نگاهی و یک فکری داریم که شما باید آن را پخش بکنید. نترسید از این چیزها. من از شما خواهش می‌کنم آقای دکتر عسگری به این وضعیت پایان بدهید. این وضعیت  وضع  خوبی نیست.  آقای ضرغامی گفته بود بالای n درصد مردم اصلا تلویزیون  نگاه نمی کنند شما دیگرn+۱ به صدا و سیما تحویل نده

آخرین بروزرسانی (سه شنبه ، 19 بهمن 1395 ، 22:23)

 
ما را به گوگل بشناسانيد