Home / اخبار / اخبار سايت ها / مصاحبه با مجله بیلبورد در مالزی آبان ۱۳۸۹

مصاحبه با مجله بیلبورد در مالزی آبان ۱۳۸۹

شاید این مصاحبه به مذاق عده ای خوش نیاید اما بیلبورد بدون هیچگونه دخل و تصرفی تنها انعکاس دهنده و بازگو کننده صحبت های مردی است که دلش پای کشور  و موسیقی سنتی آن است و تمام انتقاداتش بویی از دلسوزی و دلنگرانی برای آینده  داشت. دکتر سید عبدالحسین مختاباد در این گپ دوستانه حرفهایی را زد که شاید کمتر کسی آنها را از زبان این هنرمند دوست داشتنی و مردمی شنیده باشد. در زیر همراه ما و استاد باشید.

 

دکتر سید عبدالحسین مختاباد خواننده و آهنگساز موسیقی ایرانی، یکم فروردین ماه ۱۳۴۵ در روستای امره از توابع شهر ساری متولد شد. پدر بزرگ پدری ‎اش نی ‎نواز قهاری بود و پدرش نیز صدایی حماسی داشت. وی ازکودکی و در دبستان به خواندن تصنیفهای موسیقی ایرانی علاقه مند شد. دوران دبستان و راهنمایی و دبیرستان را در شهر ساری گذراند. به گفته دکتر ، اولین کنسرتش را در دبستان و در جلوی صف مدرسه در حضور ۲۰۰ نفر از همکلاسی هایش اجرا کرده و این برایش آغازی بود تا نامش در موسیقی اصیل ایرانی ماندگار شود.
عشق به موسیقی سنتی و دنیای هنر در عبدالحسین مختاباد، از سال ‎های اولیه انقلاب با شنیدن آثار بزرگان موسیقی ایرانی، آلبوم‌های گروه چاووش و صدای استاد محمد رضا شجریان آغاز شد و با سرمشق  قرار دادن کارهای استاد بنان و … تمرین و ردیف خوانی را پی می گیرد.سال ۱۳۶۳ با قبولی در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران به این شهر آمد و از همان زمان به کلاس درس استاد کریم صالح عظیمی در رادیو رفت و آموزش ردیف آوازی را نزد ایشان تا سال ۷۰ ادامه داد. مختاباد از یک سال بعد به واحد موسیقی حوزه هنری پیوست و همراه حسام‌الدین سراج و محسن نفر در شکل دهی به این بخش نقشی جدی ایفا کرد. آشنایی و نواختن سازهای سنتور و سه تار از دیگر تلاش ‎های مختاباد در موسیقی سنتی بود. اجرای کنسرت های متعدد در تالارهای اندیشه و وحدت با گروه صبا ،  به سرپرستی مرحوم استاد حسین فرهاد پور نخستین تحرکات صحنه‌ای مختاباد بود. اواسط سال هفتاد وی نخستین آلبوم خود باعنوان “تمنای وصال” را به بازار موسیقی عرضه کرد. در این آلبوم که با آهنگسازی وی و تنظیم زنده یاد حسین فرهاد پور ضبط و به بازار موسیقیایی ایران ارائه شده بود ، اولین گامهای حرفه ای خود را در عرصه موسیقی هنری ایران برداشت. بعد از این آلبوم وی به عنوان یکی از خوانندگان و آهنگسازان خوش آتیه موسیقی ایرانی مطرح شدو سپس با آهنگسازی آثاری نظیر «بوی گل» تنظیم  فریدون شهبازیان و آلبوم «شکوه» تنظیم مهیار فیروز بخت، جلوه های دیگری از موفقیت های خود را به تماشا نهاد. مختاباد در فاصله سال‌های ۷۲ تا ۸۸ بیش از ۲۰ آلبوم موسیقی راخواند وآهنگسازی کرد و دراین مدت هم نزد محسن الهامیان، کامبیز روشن روان و برخی دیگر از اساتید موسیقی با علومی چون سلفژ، هارمونی و آهنگسازی آشنا شد. مختاباد همچنین در سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۷ مدیرعامل فرهنگسرای سرو و خانه فرهنگ حافطیه وابسته به شهرداری تهران بوده است . در میانه‌های سال ۷۸ مختاباد برای ادامه تحصیل به کانادا رفت و پس از اقامت دوساله در این کشور به “دانشگاه گلد اسمیت لندن” انگلیس آمد و زیر نظر جان بیلی، اتنو موزیکولوژیست وموسیقی‌دان شهیر انگلیسی، و پرفسور استانلی گلاسر آهنگساز بزرگ، دوره‌های فوق لیسانس و دکتری خود را در رشته آهنگسازی و اجرا گذراند. مختاباد در میانه های شرح بیوگرافی اش یادی از دوران تحصیل می کند و از روزی می گوید که استادش جان بیلی به او یادآوری می کند که مختابادی که باش، معروفی ، مشهوری ، هرچه هستی باش اما درست را باید بخوانی و تمرینات کلاسی ات را باید انجام  بدی!  و از آن روزها بعنوان  یکی از بهترین دوران های زندگی اش یاد می کند. مختاباد دکتری خود را در سال ۱۳۸۷ در انگلیس به پایان و همزمان کار عملی خود باعنوان «سمفونی صبا» ارائه داد. در این فاصله وی با گروههای باربد به سرپرستی محمد ساعد کنسرت های متعددی را اجرا کرد که یکی از این آثار اجرای تصنیفی با فرمی نو روی شعر معروف استاد محمد رضا شفیعی کدکنی( هزاره دوم آهوی کوهی) بود که همین تصنیف با ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخر الدینی در تالار وحدت و باصدای مختاباد اجرا شد. آلبوم بهشت من که حاصل همکاری وی با سامان احتشامی ( نوازنده پیانو وآهگساز) است از جمله دیگر کارهای وی در زمینه موسیقی است. آخرین آلبوم مختاباد، ماه مجلس است که به بازار موسیقی عرضه شده است. وی همچنین در سال ۱۳۸۸ ریاست نخستین نمایشگاه موسیقی و‌آثار شنیداری تهران را بر عهده داشت که در آن سال به عنوان مهمترین رخداد موسیقی سال انتخاب شد. مختاباد هم اینک در دانشکده صدا و سیما و همچنین در دانشگاه تهران عضو هیات علمی بوده و در رشته موسیقی تدریس می ‎کند.

یک روز بعد از کنسرت باشکوه و زیبای دکتر مختاباد در کوآلالامپور، میزبان ایشان در دفتر مجله بیلبورد بودیم . در همان ابتدای با به زبان آوردن جمله ای تکلیف همه مان را روشن کرد . «من صدای مردمم هستم» . دکتر سید عبدالحسین مختاباد زمانی که از استاد بنان، پریسا ، گلپایگانی و استاد شجریان وسایر بزرگان موسیقی صحبت می کند آنچنان با احترام از این اساتید نام می برد که آدم غرق در شادی و شعف می شود و احساس غرور می کند . بیوگرافی کامل استاد نشانگر سالهایی پر از کار و تلاش برای کشور و موسیقی سنتی ایران است. از مشکلات پیش روی هنرمندان اصیل و مردمی گفت و از اوضاع درهم و آشفته موسیقی ایران که بدون متولی مانده و از سالن های بسته شده در شهرهای کشور و عشق مردمی گفت که با موسیقی ایرانی اوج می گیرند و خاطرات خوبشان زنده می شود. گفت و نالید از اینکه برای برپایی یک برنامه باید از هزار جای مرتبط و بدون مرتبط مجوز و نامه و اجازه و …. گرفت. از هنرمندانی گفت که بخاطر کج سلیقگی و عدم همراهی با مردم، از آنها جدا  شدند و با هزاران مدال وعنوان و … ، جایگاه خودشان را در پیش مردم و ماندگاریشان را  در بین آنها از دست دادند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *