ناز و نیاز

  • ۱۳۷۷: ناز و نیاز (آهنگ سازی و خوانندگی مختاباد)

تصنیف: سرود فرشته (بیات اصفهان) – شعر از علی معلم

 

سوز و سرود فرشته است، این بانگ شورآفرین را
از شـور او بـشـنـو ای دل، بـوی بهشت برین را
گلـبانـگ الله اکـبـر، از بـام و در مـی‌کـشـد پـر
چون جان بنوش ای کبوتر، این جـرعـه آذرین را

 

چون سرکند نغمه ناهید، در نغمه‌اش می‌توان دید
آن فـتـنـه بـی‌نـشـان را، آن دلـبـر بـی‌قرین را
باز ای دل ای دل، هوا گـرفـتـی
آهـنـگ مـلـک سـبـا گـرفـتـی

ای پیک و پیغمبر دوست
زیـن کشته شِکَـر دوست
در آتش مجمر دوست
بویی رسان در بر دوست
خدا در بر دوست
خدا در بر دوست

وامانده چون برگ زردم
در دست باد وزانت
ای گل که را می ­نوازد
بوی نسیم رزانت

پرورد و پژمرده­ ام کرد
خنداند و افسرده­ ام کرد
گه زنده گه مرده­ ام کرد
روح بهار و خزانت

ای هدهد کوی دلبر
ای مرغ الله اکبر
جان می­ دهد این سمندر
از سوز و ساز اذانت

ساز و آواز: دل مسکین (بیات اصفهان، جامه دران، عراق، نوا) – شعر از علی معلم

از حلب به ترکستان تحفه می‌برد شاهی
ای دل ای دل مسکین بیش ازین چه می‌خواهی

تا جمال او بینی، شستشو به خون کردی
چشمی این چنین بیند، روی آن چنان ماهی

پر بلا سری دارم، بار سجده‌ای بر دوش
گر رهی نماید دل، می‌برم به درگاهی

آن تویی که می‌خواهم، داغ حسرتم بر دل
خاک محنتم بر سر، آن نیم که می‌خواهی

بخشش و پناه از تو، لغزش و گناه از ما
بنده­ایم و نادانیم، خواجه‌ای و آگاهی

گر وفا کنم وقتی، از جفا نمی‌رنجی
گر خطا رود روزی، از عطا نمی‌کاهی

تصنیف: عید آدینه (نوا) – شعر از علی معلم

مـی‌رسـد از ره، مـی‌رسـد چـون مـه، عید آدینه، عید آدینه
ای سیه سنبل، تازه کن چون گل، عهد دیرینه، عهد دیرینه
می‌زنـد دستان، مطـرب هستان
جام می بستان، در صف مستان
بـوی گـل دارد، رنـگ مـُل دارد، آب و آیینـه، آب و آیینـه
عطر گل در نماز آدینه است
جوش مُل در نماز آدینه است
رمز و راز سبوکشان لاله است
گل و مل رمز و راز آدینه است

عقل جزوی حریف دریا نیست
عقل کل در نماز آدینه است
رو به کوی دلبر کن، ترک کوی دیگر کن، خون دل به ساغر کن
قـهـر و کبـریـا بشکن، در رکوع حق بشکن، سجده را مکـرر کن

تصنیف: سبوی سحر (نوا) – شعر از علی معلم

ای خدای جهان، در نمازت، چرخ گردون دوتا کرده قامت
لـیـلـی عـالمـی، در نیازت، بیـد مجنون دوتا کرده قامت

رو به کویت که سامان جود است
آسمان در رکوع و سجود است

هرچه اندر فراز و فرود است
با غمت گرم گفت و شنود است

ای یـگـانـه، ای یـگـانـه
بشنو آزرم ما زین دوگانـه

کاندریـن باغ زین تـرانـه
ژاله گلگون دوتا کرده قامت
لاله پرخون دوتا کرده قامت

ای دل خفته صبح صبوح است
در سبوی سحر راح روح است

نغمه زن مرغ صبح از سر بام کز دلارام
می¬رسد هر سحرعطر پیغام
خفته تا چند ای دل خام
خیز و از خون دل کن وضویی
گل کن از شرم، آبرویی

ساز و آواز: نوا، گردانیه،نیشابورک، نهفت، بیات اصفهان – شعر از علی معلم

در حضرتی که عزت آیینه دار ناز است
طاعت فروشی ما تصدیع بی نیاز است

برگ طرب که آرد؟ قهر تو خاره سوز است
بیم غضب که دارد؟ لطف تو چاره ساز است

شکر و شکایت ما، یک را دو دید، اگر نه
ناز تو عین قهر است، قهر تو عین ناز است

در چارطاق امکان از قبله سر نتابید
تنها دری که باز است بر ما در نماز است

گر دستی و دعایی یا عرض مدعایی است
اقرار پشت عجز است،اظهار مشت باز است

بیدل درآ و سر نِه، دل را برون در نِه
سامان بی‌نیازی خلوتسرای راز است

ساز و آواز: مست ناز (نهفت، بیات اصفهان)- شعر از علی معلم

اگر دستم دهد یک شب که بازآیی تو باز آنجا
تو آنجا مست ناز آیی و من مست نیاز آنجا

به شرط دستخون نردی زدیم آنجا که میدانی
تو دل بردی و سر بردی و من بردم نماز آنجا

به شور نغمه پرسیدی پرستیدن که را زیبد؟
تو گویان سجده آوردیم چنگ چنگ ساز آنجا

قدح پیما و بزم¬آرا بت مسکین نواز من
چه دید از چشم ما آیا،که شد عاشق گداز آنجا

 

تصنیف قیام شمشاد – شعر از علی معلم

قیام شمشاد و سرو بان را سحر به بستان چرا نبینی
قـنوت گلهای گلستان را در این شبستان چرا نبینی

رکـوع شیـران و آهوان را چو می‌پرستان چرا نبینی
سجـود بالای آسمان را چـو قـد مستـان چرا نبینی

چرا نبینی به کوه بشکوه که در تشهد شکسته زانـو
چـو در محرم قرین ماتم، به خیمه غم نشسته بانـو

خـوش آنکه افتد به خاک راهی، چو زلف لیلی چو بید مجنون
ز جـوش اشکی به سجـده گاهـی، شرر برآرد ز چشم جیحون

دلا جنون کن نماز خون کن، سری برون کن ز جیب پر خون
که هـر سپیده سـر بریـده، به سجـده خیـزد ز طشت پر خون

چـرا نباشی چـو مـهـر زیـبـا، که خـون بگرید بکوه و صحرا
چـو در مـحـرم قـریـن ماتم، بـه خـیـمـه با تو نشسته تنهـا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *