خانه / مقالات / مقالات / “نقش و کارکرد موسیقی ایرانی در رادیو و تلویزیون

“نقش و کارکرد موسیقی ایرانی در رادیو و تلویزیون

 

موسیقی و رسانه

Music and Media

برابر مشاهدات عینی و نیز تحقیقات علمی مراکز نظر سنجی بیش از ۷۵% برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی را قطعات موسیقی اشغال کرده است که این موسیقی در چند حالت و صورت حضور دارد:

الف) به صورت زمینه‌ای (Back-Ground)

ب) به صورت متنی (Fore- Ground)

ج) به صورت انعکاسی یا تمهیدی (Effective)

الف) موسیقی زمینه‌ای (Back- Ground Music): این نوع از موسیقی بیشترین کارکرد و نقش را در تلویزیون دارد، بدون هیچگونه اغراقی باید گفت که هیچ برنامه‌ای در تلویزیون (الاّ سخنرانیها و یا مناظرات سیاسی و…) بدون موسیقی زمینه وجود ندارد و پخش نمی‌شود، از عناوین خبرها ( Head- Lines) گرفته تا تبلیغات و نیز از برنامه‌های مستند علمی تا شوهای تلویزیونی همه و همه به گونه‌ای از موسیقی زمنیه ای سود می جویند.

ب) موسیقی متنی (Fore- Ground Music) اغلب برنامه‌هایی که اختصاص به پخش برنامه‌های موسیقیای و آثار موسیقی دارد را می‌توان در زمره این نوع از برنامه‌های تلویزیونی قرار داد. درصد این برنامه‌ها در شبکه‌های ملی جهان (از جمله ایران) چندان قابل توجه نیست، اما بطور مثال در اروپا و آمریکا با ایجاد شبکه‌های مستقل موسیقی نظیر (Music Classic, Music Box, MTV,) و غیره به بخش پیوسته و مداو‌م آثار موسیقیایی مبادرت می‌ورزند، ایجاد شبکه‌های مستقل موسیقی را می توان در زمره سیاستهای فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی دنیای غرب برشمرد، باری استقبال روز افزون از این گونه شبکه‌ها نشان دهنده “اهمیت موسیقی متن” در شبکه های تلویزیونی است.

و بالاخره موسیقی انعکاسی نیز در بسیاری از برنامه های تلویزیونی شنیده میشود. بطور کلی در سوپرمارکتها، هواپیماها،آسانسورها،رستورانها،مطب دکترها و بتازگی با رشد سریع فن آوری رایانه در انواع بازیهای رایانه ای و تولیدات چند رسانه ای از موسیقی تمهیدی استفاده میشود. در حقیقت این نوع موسیقی همانند سایه ای ما را تعقیب میکند و گریز از آن ناممکن است،قدم زدن در هر نقطه ای از شهر با شنیدن آن همراه تست، از هدفونهای فرد نشسته در کنار خود در یک پارک گرفته تا سرو صدای دستگاه پخش موسیقی ای که از اتاق همسایه شما گاه و بیگاه آرامش مارا برهم میزند، همه و همه حکایت از مصرف روز افزون اینگونه موسیقی در زندگی روزانه ما دارد.

برابر داده های تاریخی عمر موسیقی را بعنوان بخشی از تمدن وفرهنگ بشری به بیش از۳۰۰۰۰ سال تخمین نیزنند، حال آنکه عمر وسایل ارتباط جمعی همانند رادیو، سینما و تلویزیون اندکی بیش از یک سده میباشد. اما سئوال اینکه با همه قدمت و کهنگی هنر منوسیقی ونیز جوانی ونوپایی این رسانه ها، که زاده تحولات و پیشرفتهای فن آورانه و علمی قرن بیستم میلادی اند،کدامیک بر دیگری برتری یافته است؟ آیا میتوان نسبت برتری را فقط به یکی از این دو داد؟ یا آنکه آنها را در تعامل با هم تصور کرد؟ در جواب بطور معمول باید دچار پارادکس نسبیت برتری یک عنصر فرهنگی و هنری بر عنصر فرهنگی “تکنولوژیکی” شد.

در دنیای امروز بدون تلویزیون نمیتوان زیست. از سویی برنامه های تلویزیون بدون موسیقی را نیز نمیتوان تحمل کرد. از اینرو برای اغلب آهنگسازان نوشتن اثری برای یک فیلم سینمایی و یا یک مجموعه تلویزیونی بمنزله فزایش قدرت و جایگاه هنری مطلوب آنان محسوب میگردد. عواملی که موجب این جذابیت برای هنرمندان و موسیقیدانان شده است عبارتند از: پول،شهرت،اعتبار و نیز برتری فزاینده گسترش وسایل ارتباط جمعی که نهایتا افزایش مخاطبان را در پی دارد. میتوان گفت که کار موسیقیایی ترای رسانه تلویزیونی میدانی برای زورآزمایی خلاقیتهای هنری است. آیا یک آهنگساز برای ساخت یک اثر موسیقیایی نیازمند داشتن روح عمیق زیبایی شناسی است یا خیر؟ برای جواب این پرسش شاید حتی نیازمن نگارش یکمتاب باشیم، اما در اینجا بمنظور نزدیک شدن به موضوع مقاله ( موسیقی ایرانی و رسانه) بطور مختصر تاثیرات مثبت و منفی رسانه های همگتنی بر موسیقی را شرح داده و از چند جنبه این ارتباط را بررسی مینماییم:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *